لبخند تو تعادل شهر را برهم میزند

متن مرتبط با «داداش» در سایت لبخند تو تعادل شهر را برهم میزند نوشته شده است

داداش

  • نیلوبلاگ

    این روزها حالم اصلا خوب نیست داداش صبحها شرکت ، دادگاه ، شورا ، زندان، پست بین الملل، حسابداریزندان و باز هم زندان و باز هم زندان هیچی سرجاش نیست داداش برگرد من اونقدر قوی نیستم ، من هر جا که تو باشی هم سلولی تو میخوام باشم هیچ دانی ز چه در زندانم ؟دست در جیب جوانی بردم ناز شستی نه به چنگ آوردهناگهان سیلی ی سختی خوردم من ندانم که پدر کیست مرایا کجا دیده گشودم به جهان که مرا زاد و که پرورد چنینسر پستان که بردم به دهان هرگز این گونهٔ زردی که مراستلذت بوسهٔ مادر نچشید پدری ، در همهٔ عمر ، مرادستی از عاطفه بر سر نکشید کس ، به غمخواری ، بیدار نماندبر سر بستر بیماری من بی تمنایی و بی پاداشی...

    ادامه مطلب