لبخند تو تعادل شهر را برهم میزند

متن مرتبط با «روز دختر چه روزی است» در سایت لبخند تو تعادل شهر را برهم میزند نوشته شده است

این روزها ... در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «این روزها ...» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این روزها کمی سر در گمم. همیشه فکر و خیالم اینه یه روزی سقوط میکنم.همیشه حس پرت شدن از بلندی رو دارم و این واقعا عذاب آوره. فکر میکنم و فکر داره دیوونم میکنه. توگمراهی و شاید دو راهی موندم.نمیدونم چی پیش میاد . حالم نه خوبه نه بد. احساس می...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره اگر روزی نبودم ... بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «اگر روزی نبودم ...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اگر روزی نبودم…»اگر روزی نبودم و این کلمات به دستت رسید، بدان که من هیچ‌وقت دشمن تو نبوده‌ام.فقط مردی بودم که زیر بارِ کلمات سنگینی که بر روحش می‌نشست(حتی نمیتوانم بنویسم) ، آرام‌آرام خم شد.من از تو بیزار نبودم؛من...

    ادامه مطلب
  • اگر روزی نبودم ...

  • نیلوبلاگ

    اگر روزی نبودم…»اگر روزی نبودم و این کلمات به دستت رسید، بدان که من هیچ‌وقت دشمن تو نبوده‌ام.فقط مردی بودم که زیر بارِ کلمات سنگینی که بر روحش می‌نشست(حتی نمیتوانم بنویسم) ، آرام‌آرام خم شد.من از تو بیزار نبودم؛من از زخمی بیزار بودم که هر بار با یک فحش تازه، دوباره باز می‌شد.از تحقیرهایی که روی شانه‌های مردانه‌ام نشست و مثل باری بی‌صدا، نفسم را گرفت.من همیشه فکر می‌کردم عشق، تحمل می‌خواهد. اما هیچ‌کس نگفت تحمل، تا کجا؟هیچ‌کس نگفت کلمات می‌توانند استخوان را نشکنند ولی روح را خرد کنند.*اگر روزی ای...

    ادامه مطلب
  • این روزها ...

  • نیلوبلاگ

    این روزها کمی سر در گمم. همیشه فکر و خیالم اینه یه روزی سقوط میکنم.همیشه حس پرت شدن از بلندی رو دارم و این واقعا عذاب آوره. فکر میکنم و فکر داره دیوونم میکنه. توگمراهی و شاید دو راهی موندم.نمیدونم چی پیش میاد . حالم نه خوبه نه بد. احساس میکنم سردرگمی یعنی اینکه مردی ولی زنده ای. دوستدارم برم یه جای دور دست در یه جنگل ، یه کلبه چوبی باشه و کمی هیزم.صبح از خوابی که واقعا خوابیدم بلند شم و برم سراغ هیزم ها ، ابرها کنارم پرسه بزنند و من تبر بزنم به ترک یک تنه درختی که خشک شده و باید رها بشه.یه چکمه پام باشه و پرسه بزنم در اون محیط. چای کندکی ام اماده شد .و بیدار بشه بیاد بیرون. کاپشن من تنش باشه و بگه سلام صبحت بخیربگم بیا چاییمون آمادست.یه کلاه. یه شال دور گردن. یه ما . و یک چشم که دنیای منه .....

    ادامه مطلب
  • روز دختر

  • نیلوبلاگ

    تقدیم محرمانه به دختران سرزمین عزیزم ایران فرقی نمی کند متولد چه روزی هستید ! مهم این است اگر شما نباشید ما مردها همیشه برج زهرماریم http://www.shereno.ir/44730/40480/434210.html...

    ادامه مطلب